من فبلم هندی نمیبینم
دیدم فیلم هندی به اسم تهران اومده خلاصه داستانو خوندم دیدم هند اومده ایران و تهرانو کوبیده
واقعا اونی که به ما نریده بود کلاغ دم دریده بود...
Ahmad181+2
ایول تا تهران برای ماموریت اومدید {d:}
hunter77+2
به به سلطان اومد
samadsepehri+2
تهران
javad121212+1
باهمه اشکالاتش میتونم تحمل کنم ولی اینکه تهران بندری به نام بندرعباس داره نمیتونم
آخه هندی محترم بندر عباس تا تهران ۲۰۰۰ کیلومتر راه چجوری اخه
salman9904606+1
عجب
Sadeghcr777
جان آبرام خوبه ولی جدیدا هندی به خاطر روابطشون با اسرائیل دارن فیلم های ضد ایرانی میسازن
fery306
درود بر شما عزیزان گرامی،که از دیرباز نام ایران، ایرانی هرجا که به زبان میآمد،مخاطبان احساس عجز،لابه میکردند جلوی کشوری متمدن، و مردمانی با ثلاوت.
از قدیم تابحال بیشتر کشورهای مثلا متمدن،برای خودنمایی، از ایران، مردمانش سعی کرده چهره ای بد،غیر متمدن به بقیه منعکس کنه،اما همیشه عکس این تبلیغات ضدایرانی با هوش، تدابیر ایرانیان اثبات شده.
بهمین خاطر که عقده ی، کهنه در دل اکثر کشورها نقش بسته.ایرانی باخت نمیده، همیشه تاخت میره
باافتخار میگیم ایرانیم،و به اصالتمان میبالم. پرچمت بالاست ایرانی، زنده باد ایران قدرتمند
Anisa1488
بسیار جالب
llabbasll
ایران میخواهد تو را حذف کند. اسرائیل رهایت کرده. و هند، وطن خودت، از تو دست شسته است.» این نه شعار تبلیغاتی، بلکه آغاز سفریست در دل تاریکیهای سیاست و تنهایی انسان. فیلم «تهران» با بازی جان آبراهام، یکی از پیچیدهترین و تأثیرگذارترین نقشهای کارنامهاش را به تصویر میکشد—نقشی که نه صرفاً یک مأمور مخفی، بلکه انسانی درگیر حقیقت است.
راجیو کومار، شخصیت اصلی، پس از انفجار بمبی در دهلی که دیپلمات اسرائیلی را هدف میگیرد اما جان یک گلفروش بیگناه را میگیرد، دچار تزلزلی عمیق میشود. این حادثه او را به مسیری میکشاند که در آن باید جانش را گرو بگذارد تا به حقیقت برسد.
در پسزمینهی مناقشهی ایران و اسرائیل، فیلم نشان میدهد چگونه آدمهای معمولی قربانی جنگهایی میشوند که هیچ نقشی در شکلگیریشان ندارند. برخلاف بسیاری از تریلرهای ژانر، «تهران» از سوژهاش بهرهبرداری نمیکند؛ بلکه با حساسیت، ابعاد انسانی و هزینههای جنگ را واکاوی میکند.
فیلمنامه نقطهی قوت اصلی فیلم است. دیالوگهایی آمیخته با زبان فارسی، اصالت میبخشند و کارگردانی آرون گوپالان، بازیهایی منسجم و باورپذیر را از بازیگرانش بیرون میکشد. نیرو باجوا و مانوشی چیلار در نقشهای مکمل خوش میدرخشند، اما قلب تپندهی فیلم، ایمان جان آبراهام به نقشاش است، تسلیم کامل در برابر متن و اعتماد به نگاه کارگردان.
درخشش خاصی نیز در نقش منفی وجود دارد: هادی خجانپور در نقش اشرف خان، نه صرفاً تهدیدگر، بلکه شخصیتی تراشخورده و قدرتمند است که حضورش وزن دارد.
تصویربرداری فیلم نیز چشمنواز است؛ از کوچههای خاکگرفتهی دهلی تا خیابانهای ابوظبی، دوربین با دقت و حسبرانگیزی حرکت میکند. صحنههای اکشن، واقعی و زمینیاند—نه اغراق، بلکه تنش خالص.
«تهران» کلاس درسیست در وطندوستی بیادعا؛ بدون پرچمهای افراشته و شعارهای روز استقلال. این فیلم، قهرمانان گمنامی را گرامی میدارد که کشورشان در مأموریتهای غیررسمی یا محرمانه، آنها را تنها گذاشته است.
هرگاه جان آبراهام تنهاست و مأموریتی در پیش دارد، چه در «کافه مادراس» و چه در «تهران» نتیجه اثریست درخشان. با فیلمنامهای هوشمندانه، «تهران» تبدیل به اثری ضروری برای هر مخاطبی میشود که روایت باکیفیت را ارج مینهد و پیش از تماشای فیلم، حوصلهی فهم روابط بینالملل و سیاست را دارد.