زنی که باور دارد دچار نفرینی شوم است، در میانهٔ نبردی برای جلوگیری از آوارگی و بیرونراندهشدن جامعهاش، با صاحبخانهای پریشانحال آشنا میشود. رابطه میان آنها کمکم شکل میگیرد، اما ترسی عمیق قلب زن را میفشارد: همهٔ کسانی که دوستشان دارد، روزی ناپدید میشوند و شاید این بار، عشق تازهاش قربانی بعدی باشد و ...