آلبر کامو می گوید:(( همواره در زندگی لحظه ای می رسد که آدمی کسانی که دوست می داشته را بیگانه می یابد.))سکوت در این فیلم حرف های زیادی زد. دو برادر که در واقعیت هم برادرانی دو قلو هستند بازی قابل قبولی داشتند و مادر ماهرانه درخشید.
سکانس پایانی فیلم که همه مرده اند و حالا روحشان خندان و شاد و مهربان کنار هم بودند کنایه از این موضوع است که گاهی زندگی چنان ما را از درون می پاشد و با هم بیگانه می کند که شاید تنها مرگ، ما را به چیزی که قبلا بودیم باز گرداند.
کارگردان در فیلم این توانایی را داشته که فیلمی بسازد که با وجود حادثه محور نبودن تنها با چند سکانس مرموز مخاطب را میخکوب کند و این هنر بزرگی است.
رنگ های این خانه مدرن رنگ هایی سرد و بی روح اند. هم چهره مادر و هم چهره پسرها، مات و بی روح است. شور و هیجان و گرما و نشاطی در کار نیست. از ابتدای فیلم می دانیم منتظر یک اتفاق شوم هستیم.
نویسنده: فاطمه دلفانی
fm9465در پاسخ به reza402870+5
اصلا قشنگ نبود که اسپویل کردی
DaDaLدر پاسخ به reza402870+3
عزیزم باید میگفتی داری اسپویل میکنی
KarimiBehدر پاسخ به reza402870+2
لطفا تیک اسپویل رو بزنید
adriany1374در پاسخ به reza402870+1
حاجی اسپویل نکن خب.اع!!!
Mehdichddjkjda4567
من نمیدونم یه سری ها چجوری میگن این فیلم عالی بود کاشکی یه محدودیت سنی میذاشتن برای کسایی که نظر میدن که این بچه ها نتونن مظر بدن و ما بفهمیم بچن و تازه شروع کردن به فیلم دیدن افتضاح بود واقعا
Shakilaxoدر پاسخ به Mehdichddjkjda4567+8
این دیدگاه داستان رو لو میده و روی تلویزیون نشون داده نمیشه.
Shakilaxoدر پاسخ به Mehdichddjkjda4567+5
باورم نميشه فيلم و كامل نديدي و دقت نكردى بعد مياي حرف مضخرف مينويسي راجع به فيلم اتفاقا فيلمش واقعا خوب و قشنگ بود