در توکیوی پس از جنگ، یک پزشک صریح و دائمالخمر تشخیص میدهد که یک یاکوزای جوان و مغرور به بیماری سل مبتلا شده است. این موضوع پیوند لرزانی میان آنها ایجاد میکند؛ پیوندی که با بازگشت رئیس سابق و بیرحم این گانگستر و کشاندن دوباره او به دنیای زیرزمینی و باتلاقی که راه فراری از آن ندارد، محک میخورد.