ابنیزر اسکروچ به عنوان یک تاجر بیرحم و خسیس با نارضایتی زندگی را سپری میکند، تا اینکه در شب کریسمس سه روح به ملاقات او میآیند و به او نشان میدهند که چگونه دوران کودکی غمانگیز و رفتارهای بزرگسالیاش، از او پیرمردی خودخواه و تنها ساخته است.