گرنت مکلین، عیبیاب سابق راهآهن، پس از فراری دادن یک یاغی به نام یوتیکا کید، کارش را از دست میدهد. او پس از گذراندن پنج سال سرگردانی در غرب و امرار معاش از طریق نواختن آکاردئون، فرصت دوبارهای از سوی رئیس سابقش دریافت میکند.