میشل از روی هوس به جیببری روی میآورد و به سرعت دستگیر میشود. مادرش مدت کوتاهی پس از آزادی او فوت میکند و میشل با وجود مخالفتهای تنها دوستش ژاک و همسایه مادرش ژان، با دو دزد خردهپا همراه میشود تا مهارت خود را افزایش دهد. در حالی که یک بازرس پلیس او را زیر نظر دارد، میشل تلاش میکند کار شرافتمندانهای پیدا کند، اما مقاومت در برابر وسوسه دزدی برایش دشوار است.