کلودیا و آنا در یک سفر قایقرانی به جزیرهای آتشفشانی و دورافتاده، به ساندرو، معشوق آنا، میپیوندند. وقتی آنا ناپدید میشود، جستجویی آغاز میگردد. در این میان، ساندرو و کلودیا با وجود ناپدید شدن آنا، وارد یک رابطه عاشقانه میشوند، هرچند این رابطه از احساس گناه و تنش رنج میبرد.