یک کارگر ساختمانی بیکار که راهی غرب است، وقتی ماشینش جوش میآورد، در مزرعهای دورافتاده در کویر توقف میکند تا آب بگیرد. این مزرعه توسط گروهی از راهبههای کاتولیک اروپای شرقی اداره میشود که سرپرستی آنها را یک مادر روحانی سختگیر بر عهده دارد؛ کسی که باور دارد این مرد از سوی خدا فرستاده شده تا کلیسایی را که به شدت در کویر به آن نیاز دارند بسازد.