سلستین کار جدیدی را به عنوان مستخدمه برای آقای مونتیل عجیب و غریب، همسرش و پدر همسرش آغاز میکند. وقتی پدر خانواده میمیرد، سلستین تصمیم میگیرد کارش را رها کند و برود، اما با تجاوز و قتل یک دختر جوان، سلستین معتقد است که ژوزف، باغبان خانواده مونتیل، گناهکار است و برای اثبات این موضوع در آنجا میماند. او از جذابیت زنانه و وعده ازدواج استفاده میکند تا ژوزف را به اعتراف وادار کند، اما اوضاع آنطور که برنامهریزی شده بود پیش نمیرود.