در یک ایستگاه راهآهن روستایی در چکسلواکی اشغالی، شاگرد یک متصدی دستوپاچلفتی در آرزوی رهایی از باکرگی خویش است. این مرد جوان که نسبت به جنگ و مقاومت پیرامونش بیتفاوت است، سفری را برای بیداری جنسی و خودشناسی آغاز میکند و در ایستگاه دورافتاده و خوابآلود خود، با دنیایی از سرخوردگی، اروتیسم و ماجراجویی روبهرو میشود.