جیسون استبلر در پیادهروی ساحلی آتلانتیک سیتی زندگی میکند و به عنوان ویترین برای باندهای تبهکار محلی فعالیت دارد. او مردی رویاپرداز است که از برادرش دیوید، یک مجری رادیویی اهل فیلادلفیا، میخواهد تا به او کمک کند بهشتی در یک جزیره اقیانوس آرام بسازد؛ پروژهای که شاید یکی دیگر از نقشههای خیالی و دستنیافتنی او باشد. به ناچار، مشکلات و پیچیدگیها روی هم انباشته میشوند.