کارن سیلکوود مانند بیشتر مردم شهرش، در کارخانه هستهای محلی که پلوتونیوم بسیار رادیواکتیو تولید میکند، کار میکند. کارن که یک روز در معرض دوز مرگباری از تشعشعات قرار میگیرد، با دیوارهای سرد بیتفاوتی و انکار شرکت مواجه میشود. با شدت گرفتن بیماریاش، اعتراض او بلندتر میشود و به خطری آشکار برای قدرتهای حاکم تبدیل میگردد.