موش جوانی به نام فایول و خانوادهاش در آغاز قرن بیستم تصمیم میگیرند به آمریکا مهاجرت کنند؛ «سرزمینی بدون گربه». اما در طول مسیر، فایول به تنهایی سر از دنیای جدید درمیآورد و حالا باید نه تنها با گربههایی که فکر میکرد دیگر هرگز با آنها روبهرو نخواهد شد دستوپنجه نرم کند، بلکه با تنهایی ناشی از دوری از خانه نیز کنار بیاید.