لورتا کاستورینی، بیوه ۳۷ ساله ایتالیایی-آمریکایی، معتقد است که در عشق بدشانس است و به همین دلیل پیشنهاد ازدواج دوستپسرش جانی را میپذیرد، هرچند که عاشق او نیست. وقتی او با برادر کوچکتر و طردشده جانی یعنی رانی ملاقات میکند که مردی احساساتی و پرشور است، خود را مجذوب او میبیند. او تلاش میکند مقاومت کند، اما رانی که برادرش را مقصر از دست دادن دست خود میداند، هیچ ابایی از ابراز عشق تهاجمی به او در غیاب جانی ندارد. همانطور که لورتا عاشق رانی میشود، میفهمد که او تنها فرد خانوادهاش نیست که یک رابطه پنهانی دارد.