کبرا ورده، راهزن مخوف قرن نوزدهم، مسیر ویرانگری را در برزیل پشت سر میگذارد تا اینکه به مزرعه نیشکر دون اوکتاویو کوتینیو میرسد. دون اوکتاویو بدون اینکه بداند مهمان جدیدش همان راهزن بدنام است و تحت تاثیر رفتارهای بیرحمانه او، کبرا ورده را برای نظارت بر بردگانش استخدام میکند. اما وقتی کبرا ورده سه دختر دون اوکتاویو را باردار میکند، صاحب خشمگین مزرعه این یاغی را به آفریقا تبعید میکند تا تجارت برده را دوباره راهاندازی کند. کبرا ورده پس از سفر از اقیانوس اطلس، از درگیریهای قبیلهای برای تصرف یک قلعه متروکه سوءاستفاده میکند و ارتشی از جنگجویان برهنه را در جنونی خونین برای بقا رهبری میکند.