وقتی یک قاتل مکار در کوههای ناهموار شمال غربی اقیانوس آرام ناپدید میشود، وارن استانتین، مامور افبیآی که در تعقیب اوست، مجبور میشود خیابانهای آشنای شهر را با مسیرهای ناشناخته جنگلی عوض کند. استانتین که کاملاً از محیط امن خود خارج شده، ناچار میشود از جاناتان ناکس، یک ردیاب حرفهای کمک بگیرد. این یک رابطه پر تنش اما حیاتی است که آنها برای زنده ماندن باید حفظ کنند؛ رابطهای که با گروگان گرفته شدن سارا، دوستدختر ناکس توسط قاتل، بیش از پیش به مرز جنون و ناامیدی کشیده میشود.