یک مدیر اجرایی پرمشغله در حین یک جلسه متوجه میشود که مادرش در آستانه مرگ است و با عجله خود را به بالین او میرساند. او در نهایت مراقبت از پدرش را بر عهده میگیرد و بیش از هر زمان دیگری به او نزدیک میشود. این مدیر که از پسر خودش نیز دور افتاده است، متوجه میشود که چه چیزهایی در زندگیاش خالی بوده است.