مایکل «جی» کاکرن پس از ۱۲ خدمت تازه نیروی دریایی را ترک کرده و دقیقاً نمیداند میخواهد چه کار کند، جز اینکه میداند به تعطیلات نیاز دارد. او تصمیم میگیرد به ملاقات تیبورون مندز برود؛ یک تاجر مکزیکی قدرتمند اما مرموز که زمانی او را برای یک سفر شکار به آلاسکا برده بود. او با ورود به عمارت مندز در مکزیک، بلافاصله از زیبایی و جوانی همسر مندز، میریا، شگفتزده میشود.