هیلاری اونیل پس از اینکه متوجه خیانت دوستپسرش میشود، به دنبال شروعی تازه و یک شغل جدید میگردد. او کار خود را به عنوان پرستار خصوصی یک مرد جوان مبتلا به سرطان خون آغاز میکند. آنها به آرامی عاشق یکدیگر میشوند، اما همیشه میدانند که عشقشان نمیتواند پایدار باشد زیرا سرنوشت مرد جوان مرگ است.