بیل لی، سمپاش بیاحساس و همسر بیروحش جوان، دوست دارند در حین معاشرت با دوستان شاعر سبک بیت، با سموم دفع آفات بیل نشئه کنند. بیل پس از ملاقات با دکتر بنوی شیطانی، دارویی ساختهشده از هزارپا دریافت میکند. او پس از مصرف، به طور تصادفی جوان را میکشد، از ماشین تحریرش که به سوسک تبدیل شده دستور میگیرد، سر از یک شهر مدیترانهای با تغییرات مداوم درمیآورد و متوجه میشود که دوستان باحالش آثار او را منتشر کردهاند؛ آثاری که خودش نوشتن آنها را به یاد نمیآورد.