مکس لو یک جراح اهل هیوستون است که از بوروکراسی و کاغذبازیهای پزشکی آمریکا خسته شده است. وقتی او بیماری را روی تخت اتاق عمل از دست میدهد، در تصمیمی آنی تصمیم میگیرد آمریکا را ترک کند و به امید پیدا کردن خود واقعیاش به هند سفر کند. مدت کوتاهی پس از ورود به کلکته، مکس مورد حمله گروهی از اراذل و اوباش قرار میگیرد و بدون پول و پاسپورت رها میشود.