پیکی، یک یتیم انگلیسی که به خاطر عقاید سیاسی خانوادهاش در آفریقا مورد آزار و اذیت قرار میگیرد، به تنها دوستش، گیل پیت، که یک زندانی مهربان و دنیادیده است پناه میبرد. گیل با این شعار که «با مشتهایت بجنگ و با قلبت هدایت کن» به او بوکس یاد میدهد. پیکی در مسیر بزرگسالی از این کلمات برای مقابله با سیستم و بیعدالتیهای اطرافش استفاده میکند و میفهمد که یک نفر واقعاً میتواند تغییر ایجاد کند.