پوی کوچک یک تابستان را در نورلاند در کنار تمام اقوامش سپری میکند. او و برادرش داستان ساعتسازی را که خود را حلقآویز کرده بود میشنوند، تیراندازی با کمان را یاد میگیرند و پدرشان را در یک سفر دوچرخهسواری همراهی میکنند.