مکس کلاین پس از جان سالم به در بردن از یک سانحه سقوط هواپیما که منجر به کشته شدن بسیاری از مسافران میشود، احساس آسیبناپذیری پیدا میکند که او را به سمت اقدامات افراطی و بیپروا سوق میدهد. آیا یک روانشناس و یک بازمانده دیگر که او هم با احساس گناه دستوپنجه نرم میکند، میتوانند او را به زندگی عادی بازگردانند؟