وقتی جسی، یتیم ناسازگار، به یک پارک تفریحی آسیب میزند، به والدین رضاعی سپرده میشود و باید برای جبران خسارت در پارک کار کند. او در آنجا با ویلی آشنا میشود؛ نهنگ قاتل جوانی که از خانوادهاش جدا شده است. آنها با احساس همذاتپنداری، پیوندی عمیق برقرار میکنند و با کمک مربی مهربان نهنگها، ری لیندلی، تمرینات نمایشی را آغاز میکنند. با این حال، دیال، مالک طماع پارک، به سرعت از این ماجرا باخبر شده و نقشههایی برای کسب سود از آنها میکشد.