وقتی جوی کویل، کارگر اخراجی اسکله، ۱.۲ میلیون دلار پول را که از یک ماشین حمل پول سقوط کرده پیدا میکند، تصمیم میگیرد منطقیترین کار را انجام دهد: پول را بردارد و فرار کند. او با خود میگوید یابنده صاحب مال است. او برای مشورت به سراغ دوستدختر سابقش مونیکا که در یک شرکت سرمایهگذاری کار میکند میرود و سپس برای شستشوی پول از مافیا کمک میخواهد. در حالی که جوی برای خروج از کشور برنامهریزی میکند، یک کارآگاه برای پس گرفتن پولها سایه به سایه در تعقیب اوست.