کارن مککوی در حالی که چیزی جز لباسهای تنش ندارد از زندان آزاد میشود. کارن قبل از زندانی شدن، بزرگترین سارق بانک زمانه خود بود، اما اکنون چیزی جز تشکیل خانواده و شروع یک زندگی جدید نمیخواهد. متاسفانه، در میان یک افسر آزادی مشروط فاسد، شرکای کاری قدیمی و یک همسر سابق نادان، او مجبور خواهد شد برای نجات پسرش دست به کاری غیرقابل تصور بزند.