در این اقتباس هنگکنگی از داستان رابین هود، مقامات فاسد یک روستای چینی توسط یک راهزن نقابدار معروف به «میمون آهنی» که نام خود را از یک خدای نیکوکار گرفته است، غارت میشوند. وقتی همه راهها به بنبست میرسد، فرماندار یک پزشک مسافر را مجبور میکند تا این راهزن را پیدا کند.