سه پسر نوجوان پولهای خود را روی هم میگذارند و به «وی»، یک روسپی مهربان، پول میدهند تا برایشان برهنه شود. پس از آن، او آنها را با ماشین به خانهشان در حومه شهر میرساند، اما ماشینش خراب میشود. البته این اتفاق چندان هم بد نیست، چون یک تبهکار به نام والتزر به دنبال اوست و «وی» متوجه میشود که حومه شهر بهترین مکان برای پنهان شدن است. اما اوضاع زمانی بسیار پیچیدهتر میشود که «وی» عاشق تام میشود؛ پدر مجردی که از حرفه واقعی او بیخبر است.