در دهه ۱۹۳۰ در استرالیا، از یک کشیش انگلیکن به نام آنتونی کمپیون و همسر مبادیآدابش، استلا، خواسته میشود تا با نقاش معروف، نورمن لیندسی، دیدار کنند؛ چرا که اثر پیشنهادی او برای یک نمایشگاه هنری بینالمللی، کفرآمیز تلقی شده است. در حالی که کمپیون و لیندسی با هم بحث و جدل میکنند، استلا خود را مجذوب سه مدل زیبایی میبیند که برای اثر جدید این نقاش ژست گرفتهاند: شیلای روشنفکر، پروی پرشور و گیدی معصوم.