«توماس جفرسون» که همسرش به تازگی درگذشته است، سمت سفیر ایالات متحده در فرانسه پیش از انقلاب را میپذیرد؛ هرچند سازگاری با زندگی در کشوری که اشرافزادگان در آن دهقانانِ به ستوه آمده را سرکوب میکنند، برایش دشوار است. او در پاریس شیفته یک هنرمند بافرهنگ به نام «ماریا کازوی» میشود، اما با سفر دخترش از ویرجینیا به همراه برده جذابش «سالی همینگز»، توجه جفرسون به مسیر دیگری جلب میشود.