آنتونی پس از ترخیص از بیمارستان روانی به دنبال یک فروپاشی عصبی، به دوست بیهدف خود دیگنان میپیوندد که به نظر میرسد حتی از او هم نامتعادلتر است. دیگنان نقشهای احمقانه برای یک سری سرقتهای نامشخص طراحی کرده که به نوعی پای رئیس سابقش، آقای هنری افسانهای را وسط میکشد.