در یکی از محلههای طبقه کارگر دوبلین، «بیمبو» ریوز از کار اخراج میشود و با پول بازخرید خود، یک ون میخرد تا به همراه دوست صمیمیاش، لری، ماهی و سیبزمینی سرخکرده بفروشد. به لطف موفقیت غیرمنتظره ایرلند در جام جهانی فوتبال ۱۹۹۰، کسبوکار آنها شروع خوبی دارد، اما با رفتار بیمبو که بیشتر شبیه به یک رئیس معمولی میشود، رابطه این دو دوست به سرعت رو به تیرگی میرود.