بردی پرویت در یک برنامه تلویزیونی زنده توسط صمیمیترین دوستش، کانی، که با بیل، همسر بردی رابطه داشته، تحقیر میشود. بردی سعی میکند با دخترش، برنیس، زندگی جدیدی را در زادگاه کوچکش در تگزاس آغاز کند، اما با آشنایان قدیمی و تنگنظری روبهرو میشود که از دیدن بدبختی او خوشحال هستند؛ به جز دوستش جاستین. همانطور که جاستین به بردی کمک میکند تا دوباره روی پای خود بایستد، عشق میان آنها شروع به شکوفایی میکند.