در دهه ۱۹۶۰، فرانسیس بیکن، نقاش بریتانیایی، مچ یک دزد را در خانهاش میگیرد و از او دعوت میکند تا در تختش با او شریک شود. دزد که مردی از طبقه کارگر به نام جورج دایر است، این پیشنهاد را میپذیرد. پس از این شروع منحصربهفرد برای رابطه عاشقانه آنها، این هنرمند پرنفوذ و دمدمیمزاج، دایر را وارد حلقه دوستان عجیب و غریب خود میکند، در حالی که مبارزه دایر با اعتیاد، رابطه آنها را تحت فشار قرار میدهد.