کلاریسا دالووی در حالی که برای یک مهمانی در خانهاش آماده میشود، به دوران جوانی خود نگاهی میاندازد. کلاریسا که همسر یک قانونگذار و از چهرههای برجسته مهمانیهای طبقه مرفه لندن است، متوجه میشود که وضعیت اسفبار سپتیموس وارن اسمیت، سرباز کهنهکار و بیمار جنگی، او را به یاد عشق قدیمیاش با پیتر والش میاندازد. در فلاشبکها، کلاریسای جوان فرصتهای خود را با پیتر بررسی میکند.