پس از اینکه دوستپسر بازندهاش او را ترک میکند، زندگی عاطفی ارین به بنبست میرسد؛ به خصوص وقتی مادر سلطهگرش از طرف او یک آگهی شرمآور در بخش نیازمندیهای شخصی یک روزنامه محلی چاپ میکند. انزجار ارین به مرور به کنجکاوی تبدیل میشود، چرا که او در میان یک سری قرارهای ملاقات فاجعهبار و خندهدار به دنبال مرد مناسب میگردد. در همین حال، یک لولهکش سابق و تنها به نام آلن با دستوپاچلفتی به دنبال شغل رویایی خود میگردد، در حالی که بارها فرصت ملاقات تصادفی با ارین را از دست میدهد.