در لسآنجلس، مکس کارلایل از طریق کارگردانی تیزرهای تبلیغاتی درآمد خوبی دارد و زندگی خانوادگی شادی را در کنار همسرش، میمی، و دو فرزندشان میگذراند. وقتی کارلایل برای عیادت از دوستش چارلی که به بیماری ایدز مبتلا شده به نیویورک سفر میکند، بارها با زن زیبایی به نام کارن برخورد میکند و در نهایت با او همخوابه میشود. اگرچه او روز بعد به خانه بازمیگردد و تا یک سال بعد دیگر به آنجا نمیرود، اما خیانت کارلایل همچنان بر زندگیاش سایه افکنده است.