سال ۱۹۵۷ است و دوران اوج جیمز ویل به عنوان کارگردان فیلمهای «فرانکنشتاین»، «عروس فرانکنشتاین» و «مرد نامرئی» سالهاست که به پایان رسیده است. او که بازنشسته و تا حدی گوشهنشین شده، روزهای خود را تنها با تصاویری از گذشتهاش سپری میکند. وقتی هانا، خدمتکار عبوس او، یک باغبان جوان و خوشتیپ را استخدام میکند، میان این کارگردان پر زرقوبرق و کارگر ساده باغچه، دوستی غیرمنتظرهای شکل میگیرد که زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.