در طول جنگ جهانی دوم در آلمان غربی، سرباز دیوید منینگ با بیمیلی همرزمش را که به شدت مجروح شده رها میکند و به دنبال بازماندگان دسته خود میگردد، اما از فرمانده خود، کاپیتان پریچت، میشنود که همه آنها در نبرد کشته شدهاند. منینگ با وجود درخواست ترخیص به دلیل مشکلات روحی، ارتقای درجه یافته و به عنوان گروهبان مأمور هدایت دستهای جدید از سربازان جوان و تازهکار میشود.