در محوطههای ریلی کوئینز، پیمانکاران واگنهای متروی شهر را تعمیر و بازسازی میکنند. این قراردادها بسیار سودآور هستند و به همین دلیل رشوه و فساد در آنجا بیداد میکند. وقتی لئو هندلر از زندان آزاد میشود، متوجه میشود که خالهاش با فرانک اولچین، یکی از پیمانکاران بزرگ، ازدواج کرده است؛ کسی که برای گرفتن قراردادها با یک شرکت متعلق به اقلیتها در حال رقابت است.