آنی ویلسون، بیوه جوان و مادر سه فرزند، از راه پیشگویی آینده دیگران امرار معاش میکند؛ هرچند آینده خودش تیرهوتارتر از آن شده که حتی خودش بتواند آن را ببیند. آنی که از سوی شوهر خشن یکی از مشتریانش تهدید میشود و رویاهایی از یک زن محلی مفقودشده او را آزار میدهد، خود را در میان تاروپودی از دروغ و فریب گرفتار میبیند که در آن، هدیه خارقالعادهاش ممکن است در نهایت به قیمت جانش تمام شود.