وقتی لانگفلو دیدز، شاعر و صاحب یک پیتزافروشی در شهری کوچک، ثروت ۴۰ میلیارد دلاری عموی مرحومش را به ارث میبرد، ناگهان وارد دنیای کاملا متفاوتی از پول و ثروت میشود. با نقل مکان به شهر بزرگ، دیدز خود را در محاصره افراد فرصتطلبی میبیند که همگی به دنبال سهمی از این ثروت هستند. بیب، خبرنگار یک مجله زرد تلویزیونی، خود را به عنوان یک دختر سادهلوح شهرستانی جا میزند تا گزارشی افشاگرانه درباره دیدز تهیه کند.