کاسی گرانت، مسافری دورهگرد، پس از یک تصادف رانندگی در گلاستونبوری انگلستان، دچار فراموشی موقت میشود. راننده که شدیداً ابراز پشیمانی میکند، به او اجازه میدهد تا در یک خانه روستایی بزرگ دوران نقاهت خود را بگذراند؛ جایی که کاسی با مایکل، پسرخوانده آن زن، دوست میشود. با ورود کاسی به تحقیقات مایکل درباره یک کلیسای قدیمی و تازه کشفشده در آن منطقه، پیشآگاهیهای عجیبی در او بیدار میشود و سرنخهای تدریجی از پیوندهای عمیقترش با این جامعه بریتانیایی آشکار میگردد.