در این دنباله دیرهنگام بر فیلم «افول امپراتوری آمریکا»، رمی، استاد میانسال دانشگاه مونترال، متوجه میشود که به دلیل سرطان کبد در حال مرگ است. همسر سابقش، لوئیز، از پسرشان سباستین که یک تاجر موفق ساکن لندن است و با پدرش رابطه شکرآبی دارد، میخواهد به خانه برگردد. سباستین با استفاده از روابط خود و ایجاد اختلال در سیستم درمانی کانادا به هر شکل ممکن، غیرممکنها را ممکن میسازد تا به پدرش کمک کند تا آخرین نفس با این بیماری لاعلاج مبارزه کند. او همچنین برخی از دوستان قدیمی رمی از جمله پیر، آلن، دومینیک، دایان و کلود را دور هم جمع میکند تا قبل از مرگ دوستشان، به دیدن او بیایند.