پس از تماشای تصادفی یک قتل مافیایی در شیکاگو، دو دوست صمیمی به نامهای کانی و کارلا از شهر فرار کرده و به لسآنجلس میروند. آنها در آنجا به عنوان خواننده در تئاترهای شامگاهی شهر مشغول به کار میشوند و برای پنهانکاری شدید، خود را به شکل درگکوئینها درمیآورند. حالا نه تنها در این عرصه به موفقیتهای بزرگی میرسند، بلکه وقتی کانی با جف ملاقات میکند، اوضاع بسیار عجیبتر میشود؛ مردی که کانی دوست دارد در کنارش یک زن واقعی باشد.