یک سال پس از قتل وحشیانه و حلنشده یک دختر محلی، پسر نوجوان برهنهای که غرق در خون است در یک ایستگاه کلانتری دورافتاده ظاهر میشود. اکنون کلانتر جک شپرد که از احساس گناه ناشی از قتل آن دختر رنج میبرد، باید در حین جستجوی ناامیدانه برای یافتن هویت واقعی این پسر و قربانیان احتمالی دیگر، با شیاطین درون خود روبرو شود. جک روحی هم خبر ندارد قدم در مسیری گذاشته که او را با وحشتی غیرقابلتصور روبرو خواهد کرد. پیش از طلوع آفتاب، زندگان بهای دردی را که مردگان کشیدهاند پرداخت خواهند کرد.