ابنیزر اسکروج خسیس در شب کریسمس توسط ارواحی بیدار میشود که زندگی فلاکتبار خودش، فرصتهایی که در جوانی هدر داده، بیرحمیهای فعلیاش و سرنوشت شومی را…
رویاها، ایدهها و مبارزات سه مرد (به نمایندگی از «حقیقت»، «زیبایی» و «نیکی») را به تصویر میکشد که در جزیرهای کوچک ساکن میشوند.