یک سفرنامه عجیب و غریب ما را به جنگلهای یوسمیت، صخرههای برایس کنیون، دشتهای یخزده آلاسکا، بیابانهای نیومکزیکو، گرند کنیون، رودخانه کلرادو و درختان غولپیکر سرخچوب کالیفرنیا میبرد.
صفحه 2251
یک سفرنامه عجیب و غریب ما را به جنگلهای یوسمیت، صخرههای برایس کنیون، دشتهای یخزده آلاسکا، بیابانهای نیومکزیکو، گرند کنیون، رودخانه کلرادو و درختان غولپیکر سرخچوب کالیفرنیا میبرد.
تلفیقی از داستان سه خرس و شنلقرمزی که به سبک کمدی و خاص تکس آوری روایت میشود.
وقتی ملوان زبل به اولیو اویل میگوید که صبح روز بعد از او خواستگاری خواهد کرد، اولیو خواب میبیند که چهار پسرشان خانه را به آشوب میکشند و ویران میکنند.
شب کریسمس است و اسنیفلز مصمم است بیدار بماند تا بابانوئل را ببیند. کاری که اصلا آسان نیست.
دونالد در حال شستن شیشههای یک برج مرتفع است؛ پلوتو دستیار اوست که طناب سکو را میکشد و سطلها را پر میکند، اما بیشتر وقتش را به خوابیدن میگذراند. درست زمانی که بالاخره کارها به خوبی پیش میرود، دونالد مرتکب اشتباه بزرگی شده و یک زنبور را آزار میدهد.
دونالد با یک قایق کایاک به سفر میرود. وقتی به محل کمپ خود میرسد، قایق را خالی میکند، با صندلی تاشو خود کلنجار میرود و به خواب میرود. در این میان، سنجابهای جنگل که با صدای قارقار او جذب شدهاند، تمام آذوقه فراوانی را که او بیدقت رها کرده بود با خود میبر…
دونالد و برادرزادههایش کارکنان یک ایستگاه آتشنشانی هستند. هوی، دوی و لویی که از خروپفهای دونالد کلافه شدهاند، زنگ خطر آتشنشانی را به صدا درمیآورند. طولی نمیکشد که دستوپاچلفتیبازیهای دونالد خود ایستگاه آتشنشانی را به آتش میکشد. آنها با شنیدن صدای آ…
یک فیلم تبلیغاتی نازی که برای ترویج یهودستیزی در میان مردم آلمان ساخته شد. در این فیلم، تصاویر تازهضبطشده از محلههای یهودینشین در لهستان تازه اشغالشده با فیلمها و عکسهای قدیمی ترکیب شده است تا به این آیین تهمت زده شود و ادعاهای هیتلر مبنی بر اینکه پیروا…
اولیو اویل ماهی قرمز خانگی جدیدش را به کشتی ملوان زبل میآورد، اما ماهی از تنگ خود به بیرون و درون دریا میپرد. اولیو ملوان زبل را تحت فشار میگذارد تا به دنبال آن برود.
کمپانی میستری پیکچرز به دنبال یک بدلکار میگردد. نخودچی به همراه ملوان زبل راه میافتد، اما ملوان زبل او را به خانه میفرستد. ملوان زبل بخشهایی از بدلکاریهای خود را به کارگردان نشان میدهد و او را تحت تأثیر قرار میدهد؛ وقتی میخواهد آخرین حلقه فیلم را بگذ…
دکتر بلوتو برای کاوش به تاریکترین نقاط آفریقا سفر میکند. ملوان زبل که در وطن مانده است، گزارشی رادیویی میشنود مبنی بر اینکه بلوتو گم شده است و با یک کلک چوبی برای پیدا کردن او به دریا میزند.
اولیو برای تولد ملوان زبل یک تولهسگ به نام یوجین جیپ میفرستد، اما با وجود تلاشهای فراوان ملوان زبل برای خواباندن او در بیرون از خانه، این تولهسگ مدام راه خود را به داخل خانه پیدا میکند. یک قسمت نادر از ملوان زبل بدون اسفناج.
ویلیام تل تیری پرتاب میکند که با فاصلهای اندک از کنار ملوان زبل رد میشود، سپس به ملوان زبل میگوید که به تازگی پسرش را در یک حادثه ناگوار تیراندازی از دست داده است. تل سپس در مقابل فرماندار بزرگ ایستادگی میکند و به او دستور داده میشود که سیبی را از روی سر…
ملوان زبل و بلوتو همزمان برای بردن اولیو به سینما ظاهر میشوند. اولیو باید ابتدا به آرایشگاه برود و به پسرها میگوید که مراقب سویپیا باشند.
اولیو با عجله میآید تا تیتر روزنامه را به ملوان زبل نشان دهد: نمایشهای وودویل در حال بازگشت هستند. آنها موافقت میکنند که نمایش قدیمی خود را تمرین کنند. پس از یک مقدمه کوتاه آواز و رقص، نمایش آغاز میشود: ملوان زبل قدرت خود را به نمایش میگذارد در حالی که ا…
ملوان زبل یک ماشین جدید دارد؛ اولیو میخواهد رانندگی یاد بگیرد. اوضاع خوب پیش نمیرود.
اولیو نقشهای دارد که محل معدن طلای مخفی او را نشان میدهد، اما در حالی که آن را به ملوان زبل نشان میدهد، بلوتو که یک غاصب زمین است از نقشه عکس میگیرد و زودتر از آنها به آنجا میرسد.
جانی برت و کینگ شاو یک گروه رقص ناموفق در نیویورک هستند. تهیهکنندهای برت را به عنوان شریک جدید کلر بنت کشف میکند، اما برت که فکر میکند او یکی از کسانی است که به آنها پول قرض دادهاند، نام شریک خود را به او میدهد.
یک مخترع و همسر تازهاش در حالی که تلاش میکنند در شهر مخارج زندگی خود را تامین کنند، دچار اختلاف و بدخلقی میشوند.
رابرت مین بین بازگشت به زرق و برق هالیوود و کار با یک گروه تئاتر کوچک در انگلستان دچار تردید و دوگانگی شده است.
وقتی پدر یک نوجوان به قتل متهم میشود، این پسر و همکلاسیهای دبیرستانیاش برای پیدا کردن قاتل واقعی دست به کار میشوند.
وقتی استودیوهای فیلمسازی هالیوود یک زن اهل آرکانزاس را به دلیل سن کمش رد میکنند، او تصمیم میگیرد خودش به تنهایی مسیر حرفهای بازیگریاش را بسازد.
«چهار پسر» فیلمی محصول سال ۱۹۴۰ به کارگردانی آرچی مایو است. دان آمچی و اوژنی لئونتوویچ در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. این اثر بازسازی فیلمی به همین نام محصول سال ۱۹۲۸ است.
افسانه نیروی هوایی آلمان (لوفتوافه) در لهستان آغاز شد؛ نخستین قربانی جنگ برقآسای هیتلر. فیلمبرداران جنگی این نبرد هوایی را به تصویر کشیدند و آمادهسازیها برای پرواز، حملات هوایی گسترده و ویرانیهای هولناکی را که بر شهرها و ارتش لهستان وارد شد، نشان دادند.
55,031 عنوان، صفحه 2251 از 2293